برگزاری اولین اکران خصوصی قانقاریا پس از مراسم مهمانی افطار و تشکر هوشمند ورعی از بهنود یخچالی برای ساخت موسیقی جدید فیلم

اولین اکران خصوصی قانقاریا در حالی برگزار گردید که هوشمند ورعی با گلچین 100 مهمان ویژه از اقشار و شغل های مختلف اجتماع در نظر داشت تا بازخوردهای مثبت و منفی مدعوین را بدون تعارفات مرسوم ، مشاهده نموده و به نوعی فیلمش را در محک امتحانی ناخواسته از انواع سلایق و دیدگاه های متنوع قرار دهد

هوشمند ورعی با اعلام رضایت از برگزاری این اکران خصوصی و تشکر صمیمانه از تمامی مهمانانی که روز تعطیل خود را برای دیدن فیلم سینمایی وی صرف کرده بودند ادامه داد :

امروز هنگامی که اشک شوق خانواده ، دوستان ، عوامل و همکارانم را دیدم و نقدها و تفسیرهای موافق و مخالف عزیزان را شنیدم ، خدای بزرگ را شکر نمودم از این که به این بنده ی کمترین ، الطاف بی حد و حصرش را روا داشته و تنها جمله ای که در آن هنگام به ذهنم خطور کرد آیه ای از قرآن کریم بود با این مضمون : ان مع العسر یسرا

ورعی ضمن تشکر از زحمات بی دریغ تمامی بازیگران و عوامل فنی فیلمش از بهنود یخچالی نیز به عنوان یک دوست خوب و هنرمند نازنین یاد نمود و افزود :

از بهنود عزیزم متشکرم که قبول زحمت کرده و دوباره برای قسمت هایی از فیلم ، موسیقی جدید ارنجمنت نمود

قسمت هایی مثل : سکانس شیر با بازی هیدا ورعی و حمید پیش قدم ، سکانس درگیری خواهر کوچکتر با برادرش با بازی نیکا خاکپور و حمید پیش قدم ، سکانس آکواریوم و قسمت هایی از سایر سکانس های دیگر

موسیقی فیلم علاوه بر کمک به پیشبرد درام فیلم واقعا زیبا و دلنشین کار شده و همانطور که امروز پس از صرف افطار و نمایش فیلم مشاهده نمودید اکثر مهمانان از نوع و اجرای موسیقی ساخته شده توسط جناب یخچالی ابراز رضایت و مسرت می نمودند

هوشمند ورعی در پایان حداقل 3 اکران خصوصی دیگر را برای فیلمش پیش بینی کرده و اظهار امیدواری نمود اکران عمومی قانقاریا نیز در سینماهای کشور با حضور گسترده مخاطبان و منتقدان بازتابهای مثبت و ارزشمندی به همراه داشته باشد

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

بهنود یخچالی آهنگساز فیلم : قانقاریا را خیلی دوست داشتم و تا قبل ازاین هیچ فیلم دیگری ندیده بودم که درایران ساخته شود و این قدر خاص باشد

بهنود یخچالی متولد 1360 و فارغ التحصیل رشته کامپیوتر که از سال 1382 فعالیت حرفه ای خود را در سینما و تلویزیون با ساخت موسیقی شروع کرد

وی از سال 1384 تا سال 1388 نزد کارن همایونفر به کسب تجربه در زمینه ساخت موسیقی فیلم پرداخت و به عنوان دستیار ایشان در بیش از 100 فیلم و سریال همکاری نمود

بهنود یخچالی از سال 1388 از کارن همایونفر جدا شد و تا به امروز به طور مستقل بیش از 75 فیلم ، سریال و آلبوم موسیقی کار کرده است

وی در مورد تجربه همکاری به عنوان آهنگساز در فیلم سینمایی قانقاریا به کارگردانی هوشمند ورعی میگوید :

قانقاریا را بسیار دوست داشتم و تا قبل از این ، هیچ فیلم دیگری ندیده بودم که در ایران ساخته شود و این قدر خاص باشد

فیلم هوشمند ورعی یک کلاس درس است و از آن دسته فیلم هاییست که کمتر کسی جرات ساختنش را دارد

ورعی کارگردانی ست مهربان و رفیق و در عین حال بسیار سختکوش و شجاع با انرژی و امیدی مافوق تصور که برای آرمانها و آرزوهای تک تک پلانهای زندگیش برنامه داشته و به علت سلامت اخلاقی و روحی فوق العاده ای که دارد چه در زندگی خصوصی و چه در محیط کاری اهل باج دادن و مماشات و سهل انگاری نمی باشد

روزی که به دفتر ورعی رفتم و برای اولین بار با یکدیگر آشنا شدیم حس بسیار خوبی داشتم ، فیلم را با هم دیدیم ، خب برای من این فیلم ماجراجویی جدیدی بود و البته بسیار سخت!

موسیقی بخش اضافه ایست در فیلم و باید به درستی مورد استفاده قرار گیرد . موسیقی می تواند زبان فیلم را تغییر دهد ، مخرب یا سازنده باشد و اینکه یک فیلم را در اذهان مخاطبان تا سال های سال ماندگار کند

برای نمونه می توان به موسیقی انیو موریکونه در فیلم خوب ، بد ، زشت یا هنری مانچینی در کارتون پلنگ صورتی یا نینو روتا در فیلم پدر خوانده اشاره نمود .

من همراه یک نسخه از فیلم راهی استودیو شدم و بارها و بارها فیلم را دیدم … فاصله گرفتم … دوباره فیلم را دیدم … تا فردای آن روز آنقدر فیلم را دیده بودم که تا بخش زیادی از دیالوگ های فیلم را حفظ شده بودم … چند ساعتی از فیلم فاصله گرفتم و مشغول کارهای دیگر شدم تا بتوانم افکارم را پراکنده کنم و دوباره متمرکز شوم … بعد از مدتی به سراغ دفتر نت رفتم و مشغول نوشتن تم اصلی موسیقی شدم (البته روز خیلی وقت بود که تمام شده بود و نزدیک 7 صبح فردا بود) … تصمیمم را برای نوع موسیقی گرفته بودم و به نظرم نگاه درستی به فیلم بود ، یک موسیقی کلاسیک با عطری از مدرنیته ، محرک و پیش برنده با ته مایه ای از غمی نوستالژیک .

پس از آماده شدن موسیقی قرارمان مجددا در دفتر هوشمند ورعی گذاشته شد … استرس زیادی داشتم ، احساس می کردم کارگردانی که این قدر جسارت دارد که چنین فیلمی بسازد قطعا موسیقی آن را هم در ذهن خود ساخته و کاملا میداند که چه می خواهد و طبیعتا این پیش فرض ، کار مرا به عنوان اولین تجربه با هوشمند ورعی سخت می کرد اما خوشبختانه آن قدر دنیای فکری ما به یکدیگر نزدیک بود که ورعی پس از شنیدن موسیقی قانقاریا با ابراز رضایت کامل از نوع موسیقی ساخته شده بر روی فیلمش لبخندی زد و همراه با دستیارانش ضمن تشویق من ، فقط به گفتن یک جمله اکتفا کرد :

بهنود جان ، از الان برای فیلم بعدیم روزشماری می کنم تا دوباره با یکدیگر همکاری کنیم

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

هوشمند ورعی : امروز با حضور در مراسم وداع با صد و هفتاد و پنج فرشته ی دست بسته کربلای چهار، احساس کردم این شهدا هستند که ما زنده ها را بر روی شانه های خود تشییع می کنند

دوباره وقتشه جنون بگیرن

قراره مادرها زبون بگیرن

صدا زدن دوباره مادرها رو

عکس بیارن استخون بگیرن

صدا زدن که بعد از این همه سال

دوباره داغ بچه شو ببینه

یک دست لباسشو بدن به دستش

بگن تمام بچه تون همینه

این مادرها تمامشون یه عمره

از بچه هاشون یه نشون ندارن

دوباره اومدن به این هوا که

قبول کنن دیگه جوون ندارن

از ما یکیمون از خودش نپرسید

از این همه جوون چرا نشون نیست

چه جوری خونه شون رو پیدا کنن

وقتی پلاکشون رو یادشون نیست

دوباره وقتشه جنون بگیری

برای مادرها زبون بگیری

بری تو صف به جای بچه هاشون

سه چهارتا تیکه استخون بگیری

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

هوشمند ورعی و چاپ مجموعه داستان های کوتاه جدید

هوشمند ورعی با اعلام خبر فوق افزود :

3 جلد مجموعه داستان های کوتاه جدید با نامهای الاغ دوشان ، حبس ابد چند ساله؟ و شهر اختگان آماده چاپ دارم که به تازگی با اتمام ساخت فیلمم مشغول بازبینی نهایی داستانها و ویراستاری مجدد آنها شده ام

هر مجموعه داستان مشتمل بر 7 داستان کوتاه می باشد . کتاب ها به ترتیب اولویت به چاپ خواهند رسید چرا که در ارنجمنت نهایی داستانها ، تعمدا روال خاصی را دنبال نموده ام و داستان ها در جاهایی از لحاظ مضمون و فرم با یکدیگر قرابت داشته و حتا شخصیتهای همدیگر را به عاریت گرفته و در داستانهایی نیز شخصیتهای داستان ، ما به ازای واقعی داشته و دومینو وار پیرنگها و حوادث مشترکی می آفرینند

ورعی ضمن اشاره به نویسندگانی که همیشه کارهایشان را دنبال می کند ادامه داد :

دنیای داستانی و فرمال ریموند کارور ، هاروکی موراکامی ، ارنستو ساباتو ، ماشادو د آسیس ، ویرجینیا وولف و فرانتس کافکا را بیشتر از سایر نویسندگان دوست دارم و از نویسندگان ایرانی نیز بهرام صادقی ، صادق هدایت ، هوشنگ گلشیری و صادق چوبک

هرچند که هیچگاه خودم را مقید به فرامین هیچ نحله ی فکری یا مکتب ادبی خاصی نکرده و نمی کنم چرا که اعتقاد بارز و ایمان قلبی دارم که بزرگترین نقطه ضعف سگالشها و اندیشه های مدرن در جوامع مدنی ، باج دادن به انواع و اقسام ایسم های من درآوردی و پوشالیست که در نهایت به الیناسیون و دگماتیسم بیمار و تاریخ مصرف گذشته ای ختم خواهد شد.

ورعی در کنار اکران جهانی قانقاریا ، چاپ این سه اثر داستانی را از اولویتهای فرهنگی و هنری خود عنوان نمود و در پایان خاطر نشان ساخت :

از میان انبوه فیلمنامه هایی که این روزها از جانب دوستان و عزیزان به دفتر ولنجک گسیل می شود متاسفانه چیز دندان گیری که نظرم را جلب کند پیدا نکردم و در نهایت با مشورت علی داننده مدیر رسانه ای قانقاریا تصمیم گرفتم که پس از کمی استراحت و تمدد اعصاب ، کار بر روی کمدی سیاه “باران موش” را با استفاده از بازیگران حرفه ای سینما آغاز کنم

فیلمنامه ای پربازیگر که در ترکیب نقشهای اصلی و فرعی آن حضور 12 بازیگر زن و 8 بازیگر مرد قطعی شده است

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

علی داننده مدیر رسانه ای فیلم سینمایی قانقاریا : تهیه کننده به من اختیار تام داده اما مشکل ما مشغله زیاد کارگردان است

 

 

 

 

 

علی داننده مدیر رسانه ای فیلم سینمایی قانقاریا در گفتگویی با سایت موج نو ضمن ابراز رضایت از اتمام پروژه گفت :

در جلسه ی ولنجک ، تهیه کنندگان قانقاریا به من اختیار تام دادند ، خوشبختانه هیچ مشکلی از لحاظ بودجه نداریم و هرگونه تبلیغات چه در سایتها چه در مطبوعات و چه به صورت محیطی مثل بیلبوردها کاملا از لحاظ مالی توسط تهیه کنندگان فیلم جناب آقای دکتر هوشنگ ورعی و سرکار خانم لطیفه عین جعفری ساپورت شده است

این خبر خوشیست برای عوامل فیلم که با تهیه کنندگانی فرهنگی و فرهیخته کار کرده اند که ارزش کار آنها را می دانند

تهیه کنندگانی خوش حساب که برای اعتبار خود ارزش قایلند و طی این مدت کلیه عوامل فنی فیلم سر موقع تمامی اقساط قراردادهایشان را حتا زودتر از موعد مقرر دریافت نموده اند

در جلسه ی ولنجک ضمنا راجع به اکران خصوصی فیلم نیز بحث و گفتگو کردیم که با نظر مساعد تهیه کنندگان فیلم قرار شد اکران خصوصی آبرومندانه و مفصلی برای قانقاریا برگزار گردیده و ضمن تقدیر و تشکر از عوامل ، مدعوین و مهمانان به صرف شام در یکی از هتلهای پایتخت نیز پذیرایی شوند اما تنها مشکل ما در دسترس نبودن کارگردان می باشد

البته من به ایشان حق می دهم چون هوشمند ورعی نه تنها در حوزه ی هنر و سینما و ادبیات بلکه در حوزه ی تجارت و بیزینس نیز فرد موفقیست و این روزها چنان مشغله ی کاری اش زیاد شده که حتا برای مراسم افتتاحیه کافی شاپش به خاطر سفر کاری نتوانست حضور داشته باشد و به ناچار با پیامی صوتی تصویری از مدعوین و مهمانان که با گل و شیرینی برای عرض تبریک آمده بودند تشکر نمود

علی داننده مدیر رسانه ای فیلم سینمایی قانقاریا ادامه داد : خوشبختانه هوشمند ورعی دوستان خوبی در صنف تهیه کنندگی و کارگردانی در اروپا دارد ، او بومی فکر نمی کند و با تفکرات جهان وطنی که دارد مطمئنم اتقاقات بسیار خوبی برای این فیلم در فستیوال های جهانی خواهد افتاد. دیدگاه های ورعی نسبت به سینما با چیزی که ما اکنون در ایران مشاهده می کنیم بسیار متفاوت است به هرحال وی دانش آموخته سینما با معدل کل 19/86 بوده و افتخار شاگردی اساتید بزرگی مثل دکتر احمد الستی ، مسعود کیمیایی ، دکتر احمد ضابطی جهرمی ، محمدرضا اصلانی و دکتر شهاب الدین عادل را داشته است. ورعی به راحتی می توانست تا مقطع دکترا بدون کنکور ادامه تحصیل دهد و در خارج از کشور نیز به آسانی در دانشگاه های معتبر اروپایی بورسیه شود ، شوخی نیست ، وی چهار ترم در مقطع لیسانس معدل 20 آورده است اما با روحیه ایده آلیست و کمال گرایی که در وی سراغ دارم طبیعی ست که محیط خشک و غیر قابل انعطاف دانشگاه نمی توانسته محلی برای بروز استعدادهایش باشد ، حتا یک بار از او پرسیدم اینقدر که از دانشگاه متنفری چرا همیشه شاگرد اول بوده ای ؟ خندید و جوابم داد چون از آن متنفر بودم 

علی داننده در پاسخ به اینکه فیلم قانقاریا را چگونه دیده است و آیا فیلم را دوست دارد یا نه می افزاید :

فضای گروتسک و اتمسفر فیلم را بسیار دوست دارم . همچنین فلسفه ی ابسوردی فیلم و آن نگاه آخر الزمانی و تلخ کارگردان را. ورعی به حق استاد میزانسن و سکانس پلان است و هنر بازیگری و بازی گیری را خوب بلد است و به اصطلاح از چوب هم می تواند بازی بگیرد . برای من بسیار جالب بود که بازیگران قانقاریا همه هنرجویان آموزشگاه موج نو بودند و با اینکه برای اولین بار جلوی دوربین سینمایی قرار می گرفتند مثل آب خوردن سکانس پلان های بیست دقیقه ای فیلم را بازی کرده بودند البته از کارگردانی که تجربه ی شرکت در مستر کلاس های ساخاروف و کریستوف زانوسی را داشته است و میشل شیون منتقد نام دار فرانسوی نیز در مجله ی برف فرانسه ضمن تمجید از فیلمهای کوتاهش ، وی را پدیده ی سینمای ایران در آینده معرفی نمود نیز همین انتظار می رود.

این ها را که می گویم فکر نکنید به خاطر دوستی چندساله یا مناسبات کاری می باشد . من در مواردی نیز با ورعی زاویه دارم به ویژه پارسال که از او رنجیده بودم. در حالی که همه ما به دنبال شرکت در فستیوال فیلم فجر بودیم ، او نورپایین ما را دور زد و تدوین مجدد فیلمش را در استودیوی آوای نفس آغاز نمود. من حتا روزی در استودیوی آوای نفس به دیدنش رفتم و از او به شدت گلایه کردم اما وی پاسخی به من داد که احساس کردم قطع رفاقت با چنین آدمی بسیار بی انصافیست.

ورعی به من گفت : جایزه جشنواره فیلم فجر چیه ؟ گفتم ماشین سمند و تندیس سیمرغ ، گفت : من فیلمم رو جشنواره ای شرکت می دم که به جای یه دونه سمند ، جایزه ش کارخونه ی سمند باشه! من همون روز با دیدن چهره ی قاطع و مصمم وی فهمیدم که این آدم حتا اگر فیلمش به هیچ جشنواره ای هم راه پیدا نکند ، اما ذاتا یک برنده ی مادرزاد است .

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

ششمین پوستر فیلم سینمایی قانقاریا به کارگردانی هوشمند ورعی

طراح پوستر : مهرداد حاجی پور

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

پنجمین پوستر فیلم سینمایی قانقاریا به کارگردانی هوشمند ورعی

طراح پوستر : مهرداد حاجی پور

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

گپ کوتاه علی داننده مدیر رسانه ای فیلم سینمایی قانقاریا با هوشمند ورعی به مناسبت پایان ساخت فیلم

علی داننده : بالاخره تا چند روز دیگه نتیجه زحماتت رو می گیری ، خیلی خوشحالی ؟

هوشمند ورعی : همیشه گفتم یکی هست اون بالا منو دوست داره ، توی این مدت خیلی ها اذیتم کردن ، خیلی ها رفیق نیمه راه شدن ، اما مهم اینه که زمستون همیشه تموم میشه و روسیاهیش مال ذغالای سرافکنده ست .

 داننده : پروسه سختی بود ، اینکه یه فیلم رو دوباره از اول شروع کنی و تمام مراحل رو مو به مو از نو اجرا کنی واقعا دل شیر میخواد

 ورعی : برای من کار سخت وجود نداره ، برای من آدمای سخت وجود دارن ، آدمای عقده ای ، آدمای فرصت طلب ، آدمای کم شعور ، آدمای کینه ای ، آدمای تن پرور ، آدمای خسته و نا امید ، باور کن اگه این آدما لطف کنن پاهاشون رو از سر من و امثال من بردارن ، هیچ چیز سختی وجود نداره ، زندگی خیلی شیرینه به شرطیکه آدما یادبگیرن خونه هاشون رو بر روی ویرانه های دنیای دیگران نسازن 

داننده : همیشه با این روحیه و طرز نگرشت به دنیا حال کردم ، به عنوان یه دوست که از خیلی وقت پیش ها می شناسمت هنوزم واسه هدفت می جنگی ،برد و باخت اصلا واست مهم نیست 

ورعی : من یه عادت دارم واقعا نمی دونم بده یا خوبه ، دوستام معمولا ازم انتقاد می کنن ، می گن جوری رفتار می کنی انگار با همه چیز شوخی داری ، انگار اصلا کاری انجام نمی دی ، انگار برات چیزی مهم نیست ، می گن از بس که به همه بی اعتمادی کارات تو خفاست و فقط موقع اعلام نتیجه ست که سر تو بالا میگیری و لبخند می زنی و می گی من بودم قابلی نداشت ، ولی من راز موفقیتم همینه ، وقتی کاری رو انجام می دم حتی به نزدیکترین افراد زندگیم هم چیزی بروز نمی دم ، اصلا تکنیک و شگرد زندگیم همینه ، دوست دارم در خلوت کارام رو انجام بدم ، بدون دادار دودور و سروصدا و هیاهو ، مگه یادت رفته سال پیش تهیه کننده میخواست فرم جشنواره فجر رو پر کنه و حتا تبلیغات و خبر فیلم هم با نظارت خودت داخل مجلات معتبر سینمایی و روزنامه های بزرگ پایتخت به چاپ رسید اما من داشتم با استودیوی آوای نفس واسه تدوین نسخه ی جدید رایزنی میکردم ، خیلی ها شوکه شدن وقتی دیدن فیلم سه ساعته رو چنان قلع و قمع کردم که تبدیل شد به یه فیلم یک ساعت و نیمه و اصلا ککم هم نگزید!

داننده : پس بگو یه جورایی همه مون سر کار بودیم دیگه ( با خنده )

ورعی : نه داداشم اما یه پروسه ی کاری موفق باید اجرایی بشه ، به مرحله ی عمل برسه بعد خودش تبلیغ خودشو می کنه ، نیازی به من بمیرم تو بمیری و پروپاگاند نداره ، باور کن اگه به اصرار تو نبود امکان نداشت حتا یک خبر از آماده سازی فیلمم رو در سایت قرار بدم ولی به قول خودت بچه های فیلم به ویژه بازیگرا داشتن سکته می زدن

 ببین علی جون این یه واقعیته ، زندگی پیرنگ نداره ، خیلی هم کوتاه و مینی ماله ، درست به اندازه ی اون خط فاصله ای که بین تاریخ تولد و تاریخ فوت روی سنگ قبر حک میشه ، دنیا رو هم ما اداره نمیکنیم که منتظر بمونیم واسمون کارت دعوت یا فدایت شوم بفرسته ، همینه که هست ، این فیلم اگه عرضه داشته باشه راهشو پیدا می کنه ، اگه هم نه ، بی خیال ، خدا که نمرده ، فیلم بعدی!

باید مثل توپ پینگ پنگ بود ، هرچی محکم تر بخوری زمین بیشتر اوج بگیری ، حالا چه نیازی هست واقعا بخوام زندگیمو داخل شیپور کنم ، تو خوب می دونی من آرامش زندگیمو با دنیا عوض نمی کنم ، دل خوش و لبخند اونایی که دوستشون داری و واسشون می میری ، این یعنی زندگی .من اگه می خواستم وارد حاشیه بشم همه ی امکاناتشو داشتم ، اما توسعه ظرفیت میخواد و بزرگ شدن و بزرگ موندن هم کاریست زمانبر و فلسفه ش هم صبر! دریاهای عمیق نیاز به قیل و قال ندارن

داننده : از فیلم بعدیت چه خبر ، البته اگه دوست داری راجع بهش حرف بزنی

ورعی : من به خودم یه استراحت و تعطیلات مفصل بدهکارم ، با شمال رفتن و جنوب گشتن هم حل بشو نیست ، فقط اروپا!

به لطف خدا بعد از شرکت در فستیوالهای جهانی ، نوبت اکران در سینماهای ایرانه ، تا اون موقع هم آماده شدم واسه ی کلید زدن فیلم بعدیم که به احتمال خیلی زیاد در ترکیه یا آلمان فیلمبرداری خواهد شد

 من از سه چهار سال پیش استراتژی کاریم رو معین کردم ، خوب می دونی بعضی از تهیه کننده های بزرگ حتا لطف کردن پیشنهادات خوبی واسه ساختن فیلم به من دادن اما من واسه خودم کار می کنم ، از تولید به مصرف! خودم خرج می کنم خودم اون چیزی رو که دلم می خواد می سازم . برای این که بتونم استقلال فکری و آزادی اندیشه م رو توی این سینمای نون بیار کباب ببرحفظ کنم در چند سال گذشته بویژه سه چهار سال اخیر متحمل مرارت ها و سختی های زیادی شدم اما خدا رو شکر پروژه های اقتصادیم به بار نشست و الان که پیش تو با خیال راحت نشستم و واسه آینده خط و نشون می کشم واسه همون بدو بدوهای چند سال پیشه که خیلی از اطرافیانم یا با شک و توطئه و تهمت و دروغ دلمو شکستن یا با شعور پایینشون مسخره م میکردن و رجز می خوندن و خوب خوباشم که ناامیدشدن و ول کردن و رفتن اما یادت باشه همیشه اونی که اول می خنده لاجرم آخرش خندون نیست

پس واسه آینده به جز سینما نقشه های خوبی داری ؟

از نقشه دیگه گذشته ، عملیاتی شده ، من به سرمایه گذاری در مواد غذایی و ساخت و ساز مسکن علاقمند بودم و حالا هم این پروسه رو دارم طی می کنم . کافی شاپ ، رستوران و قنادی که به صورت زنجیره ای اداره بشن به همراه پروژه های آپارتمان سازی حالا چیزای دیگه هم هست که فعلا تا اجرایی نشده نیاز به گفتن نداره .

همیشه ازدیدن علی دایی لذت می برم ، الگوی کاریم هم ایشونه ، نمونه ی یه انسان موفق در کار و تحصیلات .

یادت میاد اون شبی که با هم رستوران جوآنا بودیم چی بهت گفتم؟ من امکان نداره بخوام با سینما ، زندگیمو قمار کنم . سینما رو خیلی دوست دارم اما خودمو از سینما بیشتر دوست دارم . در تمام دنیا هم همینه ، آدمای موفق ، تک محصولی نیستن . الان اگه برادپیت بخواد با نون بازیگری خودش و آنجلینا جولی ، شکم اون شیش تا یتیم یسیری که به فرزندی گرفته رو سیر کنه کلاهش پس معرکه ست  ( با خنده )

داننده : حرف آخر ؟

ورعی :  من بباز نیستم! اونایی که آرزوی باخت منو دارن بهتره برن پارک ارم یه بلیط قطار وحشت بخرن شاید بهشون بیشتر خوش بگذره .

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

پایان زیرنویس فیلم سینمایی قانقاریا به کارگردانی هوشمند ورعی در استودیو آوای نفس توسط پانته آ فارسیجانی

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

چهارمین پوستر فیلم سینمایی قانقاریا به کارگردانی هوشمند ورعی

طراح پوستر : مهرداد حاجی پور

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش