چرا موج نو؟

 شبان وادی ایمن گهی رسد به مراد                       که چند سال به جان خدمت شعیب کند

1- دروغگو دشمن خداست! اگر در موج نو به دنبال یک شبه ره صدساله رفتن و شنیدن وعده وعیدهای طلایی میباشید، شرمنده افکار منورتان ! لطفا ثبت نام را بیخیال شوید. موج نویی ها اصولا و اصلا دوستان خدایند و به خدا قول داده اند که به بندگانش قول ندهند! اگر خیلی شوق بیلبورد سواری دارید با یک نردبان نیز می توانید از هر بیلبوردی در اتوبان های شهر بالا بروید، هم فال است هم تماشا !

2- آموزشگاه یعنی مکان آموزش! موج نو بازار مکاره نقش فروشی نیست. اصولا نقش گرفتنیست،دادنی نیست مثل حق! موج نویی ها برای گرفتن حقشان نیازی به خرج کردن صفرهای بانکی عریض و طویل ندارند! واحد ” نون بیار کباب ببر ” هیچگاه جزو دروس تدریسی موج نویی ها نبوده و نخواهد هم بود. در موج نو ، پاس کردن واحدهای تلاش ، غیرت ، استعداد ، اخلاق و خلاقیت حرف اول و آخر را میزند. مطمئن باشید در این راه پرفراز و نشیب اساتید دلسوز و فرهیخته ما نیز یاریتان می کنند.

3- اهالی موج نو همگی اعضای یک خانواده هستند و خانواده نیز حرمت دارد و حریم! در موج نو حرف اول رعایت اخلاق است.اینجا حاشیه سازی،حاشیه بازی و حاشیه سالاری جایی ندارد. در موج نو اول سینما به وجود آمده است بعد زندگی. پس اگر هنوز به خوردن نان و نگاتیو عادت نکرده اید لطفا خود را سریع تر عادت دهید.در موج نو ،خوردن نان و نگاتیو حلال است!

4- معرفی می کنیم اما نه به هر قیمتی! برای شخصیت،هویت،حریت و آرمان های هنرجویانمان به اندازه عاشقان عالم هستی حرمت قائلیم. گروتسک در سینما گاه آن قدر غلظتش اوردوز می نماید که رصد کردن شماره تلفن همراه کارگردانان سینما ، فضیلت اخلاقی بعضی از هنرجویان محسوب شده و این فعل عبث خود تخصص بسیار ویژه ای را می طلبد ! موج نو با طایفه ” ابا فیگور ” که از بام تا شام به دریوزگی نقش مشغول بوده و احوالپرسی با تهیه کنندگان و مدیران تولید سینما را از افتخارات تاریخی زندگیشان قلمداد می نمایند، اظهار همدردی نموده ! و از صمیم قلب برای پایان یافتن دغدغه های هنری این عزیزان به درگاه خدای باریتعالی دعا می نماید! هنرجویانی که به سینما به چشم تخم مرغ شانسی یا بلیط بخت آزمایی نگریسته و طاقت و تحمل نظم و دیسیپلین و انضباط را نداشته و محیط های فرهنگی و هنری و آموزشی را با تنبل خانه مدرسه موش ها یا بنگاه شادمانی هری پاتر اشتباه می گیرند ، بهتر است بیش از این وقت هنر را تلف نکنند! کاتارسیس واژه ایست که این روزها شدیدا به آن نیازمندیم!

5- توسعه ظرفیت می خواهد! هنرجویان موج نویی فراموش نکنند که پس از اخذ مدرک نه استیو مک کوئین شده اند نه آل پاچینو ! این دو عزیز نیز آنقدر زمین خورده اند تا ایستادن را یاد گرفته اند.شما نیز با چشمانی به رنگ نان سوخته یاد بگیرید برای بزرگی و رسیدن به آرزوهای بزرگ باید صبور بود.شما از مادر، نقش اول زاده نشده اید ،نقش آخر هم جزئی از زندگیست. هزار برابر توقعاتتان باید تلاش کنید تا بلکه به یک هزارم خواسته هایتان برسید. این قانون دنیاست : طلبکارها همیشه بدهکارند!

 6- مستقلیم و کاملا خصوصی! مجیز گوی هیچ پدرخوانده و مافیای سینمایی هم نیستیم.با افتخار زیر نظر وزارت محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت می کنیم.از هیچ احدالناسی هم طلب وام یا رانت چه با بهره چه بی بهره اش نکرده ایم و نخواهیم کرد.کوه مشکلات گاه بر سرمان بیداد می کند اما در موج نو آرمان فروشی مد نیست.

7- اساتیدی را که تبلیغ می کنیم حتما جهت تدریس دعوت می کنیم! نه فقط برای این که یک جلسه ملاقاتشان کنید و بعد خداحافظ تا ترم بعد! عادت نداریم زیر بیرق اساتید نامدار ، صفرهای بانکیمان را تصاعدی کنیم. آن قدر ناممان و اعتبارمان بزرگ است که نیازی به این النگ و دولنگ بازی های عصر اتم و اینترنت نداشته باشیم.موج نو به اساتید فرهیخته اش افتخار می کند اما از آنها نام و نان و شان نمی گیرد! موج نو خود یک نام است. یک نام معتبر و شناخته شده!!

8- تاریخ مصرف دوستی خاله خرسه در موج نو تمام شده است! دوستتان داریم و دوست داریم که در موج نو بهترین ساعات عمرتان را به تحصیل در یکی از رشته های سینمایی بگذرانید اما به هیچ وجه من الوجوه حوصله دیدن تلف کردن عمرتان را نداریم و هیچ نیازی هم نمی بینیم که در قتل عام ثانیه های زندگی تابناک شما در پاس کردن واحد بوفه آموزشگاه سهیم باشیم!

9- سینما خوانیست گسترده که برای همه جا دارد! و نیازی نیست بعضی ها از ترس تنگی جا این سفره را قیچی نمایند. دشمنی ، حربه نابخردانه آن دسته از انسان های کوتوله ایست که چون در عرصه رقابت کم می آورند نیازمندی های خویش را در آینه تخریب ،تهمت ، کینه ، غیبت و حسد به مزایده می گذارند! موج نو امیدوار است که درآینده ای نه چندان دور ، در رشته های علوم پزشکی در شاخه فیزیولوژی درد واحدی تحت عنوان “وجدان درد” تاسیس و تدریس گردد تا داروخانه های شهر برای فروش قرص های “مسکن وجدان” ، بیش از این طایفه “ابا لابی” را معطل نگاه ندارند. زندگی کنید ، بگذارید دیگران هم زندگی کنند! 

10- گدار گفت:سینمای بابابزرگ ها فراموش! آیا گدار حالا که خودش هم بابابزرگ شده و بدتر از بابابزرگ هایش فیلم می سازد باز هم به این مانیفست رادیکال وفادار است؟ فرنان لژه گفت : پیش از ما آسمان آبی بود و درخت سبز ، از نسل ما به بعد آسمان می تواند سبز باشد و درخت آبی !  شاید فرنان لژه خیلی رمانتیک بود .شاید هم ایده آلیست . شاید هم آوانگارد ! اما همیشه واژه ها را بلوف زدن خیلی آسانتر از عمل کردن آنهاست . موج نو نیازی به بلوف ، تبعید و تحقیر واژه ها  نمی بیند. موج نو به تمامی سلایق و عقاید انسانی احترام می گذارد و اعتقاد راسخ دارد که هرگاه از آسمان سبز،بارانی چکید و از درخت آبی،میوه ای افتاد ، سینما نیز بدون بابابزرگ هایش معنا می یابد !  

11- سینما یا تئاتر ، مساله این نیست! قرمز و آبی اهل هنر ، شده است سینما و تئاتر . همواره تعصب  کورکورانه را عین تجهل پنداشته ایم اما هنگامی که پای سینما و تئاتر به میان کشیده می شود رگ های گردنمان خود گویای همه چیز است! در موج نو ، نه اشتیاقی به مصرف شبانه روزی خروارها خاک صحنه داریم و نه افتخاری می دانیم کنار چند حلقه لنز واید و تله از فلان آکتور در پشت صحنه امضایی بگیریم! هنر این نیست که هرگاه خورشیدت از شرق طلوع نکرد ،”برانژه” را بر روی سنگفرشهای خیس تئاتر شهر به دوئل دعوت کنی تا به “ادیپ و گودو” ثابت شود که اگر روزی روزگاری ، تله فیلم های پت و مت و یوگی و دوستانش را بازی کرده ای فقط به خاطر چند کیلوی ناقابل ، غم نان و آب و گوشت و پیاز بوده است و لاغیر ! هنر اصولا و اصلا نیازی به معرفی یا تعریف با واژه های من درآوردی چون سینما و تئاتر ندارد ! موج نو اصالت هنر را نه به مرحوم شکسپیر می داند و نه به زنده یاد هیچکاک ! در موج نو ، هنر برتر نه سینماست و نه تئاتر ! هنر برتر ، انسان است . خدایا از خلقتش متشکریم.

12- در علم مدیریت ، تعارف لغتیست جهان سومی! و به کارگیری روشمند و اصولمند واژه دو حرفی ” نه ” ، راز موفقیت بزرگترین مدیران حرفه ای جهان به شمار می آید. اینکه همه دوستت داشته باشند چیزی در حد همان قصه های مادربزرگهای خوش خیالمان بود که همیشه بالا می رفتند، دوغ نصیبشان می شد، پایین می آمدند ماست و در نهایت بلاهت نیز قصه هایشان همیشه هم راست بود! موج نو با هیچ احد الناسی نه خصومت شخصی دارد و نه عقد اخوت ابدی بسته است اما در عصر سیاوشگردهای مدنی ، توهین به شعور مخاطبین را از گناهان کبیره مدیریت حرفه ای می داند. با مطالعه تاریخ اسلام و رجوع به نوع رفتار علی ابن ابیطالب با برادرش عقیل بر سر حق الناس به خوبی درمی یابید که قرن ها پیش بزرگترین الگوی مدیریتی جهان ، بسته پیشنهادی خویش را به شما ارائه داده است و اینکه لنز چشمانتان فقط به افق آن سوی آبها خیره مانده است ، این دیگر تقصیر ما نیست . لطفا تا دیر نشده کمی تاریخ بخوانید برای رستگاریتان لازم است !

13- مهندسی فرهنگ! واژه غریبی ست به ویژه برای همه آن هایی که از جماعت مهندس فقط خط کش تی و انتگرال ناصره اش را به یاد دارند ! اما موج نو ، فرهنگ را واکسن نمی داند که عضلانی تزریق شود خاصیتش بیشتر است یا وریدی ، موج نو فرهنگ را ساندویچ نیز فرض نمی کند که گازش بزنی و بشود گوشت جانت و صد البته فرهنگ ، اسپاگتی هم نیست که رشته رشته اش را با چنگال مزمزه بفرمایی ! موج نو اعتقاد راسخ دارد که فرهنگ قبل از ورود به جامعه در خانواده ها ساخته و پرداخته می گردد. “فرهیختگی انسان ها از شکم مادر شکل می گیرد” ، شاید این جمله کمی اغراق آمیز باشد شاید هم غیر قابل تصور و حتی به زعم عده ای خنده دار! اما هنگام آن رسیده که باور کنیم مسئول خوشبختی و بدبختی انسان ها در وهله نخست، خانواده ای می باشد که دلبندش را با تفکر و برنامه به این دنیای کلیشه ها و عادت ها معرفی کرده و ثبت نام نموده است یا بدون تفکر و برنامه ؟! موج نو آرزو دارد روزی از روزهای خدا همچنان که مهندسی فاضلاب، مهندسی پرورش شتر مرغ و مهندسی آبیاری قارچ های خوراکی را به سر فصل های دروس دانشگاه هایمان سنجاق کرده ایم ، مهندسی فرهنگ را نیز به اندازه فقط  دو واحد نه بیشتر و نه کمتر به سرفصل های دروس زندگیمان الصاق نماییم چراکه انزوای اندیشه همچون سکوت موریانه ها می ماند. غرش شیر هرگز خانه چوبی را ویران نکرده است اما از سکوت موریانه ها باید ترسید و همه ترس موج نو از بیداد انزوای اندیشه در وادی فرهنگ است!

14- درخت هایمان را آتش زدید ، ما این را نمی فهمیم! می گویند رئیس قبیله سرخ پوستان ناواهو ، هنگام مذاکره با ژنرال دشمن که می خواست آن ها را از زمین هایشان بیرون کند ، به او گفت : شما مردان ما را کشته اید ، ما از آن ناراحتیم. اما این ، نتیجه جنگ است. گلایه ما از شما به این دلیل نیست ، ما از شما گله داریم چون درخت هایمان را آتش زدید. ما این را نمی فهمیم! در مثل هیچ گاه مناقشه نبوده است اما پرسش موج نو از بسیاری از خانواده ها نیز همین است ، چرا آتش زدن درخت ها برایتان شده است عادت و افتخار؟! اگر بعضی از خانواده ها با فلسفه وجودی سینما و تئاتر و یا با تحصیل فرزندانشان در رشته های هنری و به ویژه سینما و تئاتر مشکل دارند حرفی نیست اما اینکه این خانواده ها ، حلال و حرام رشته های هنری را تخصص خود پنداشته و حکم ” آری یا نه ” صادر می نمایند جای بسی تعجب و تاسف دارد! شما می توانید به عنوان پدر یا مادر خانواده ، اجازه تحصیل فرزندانتان در رشته های هنری را ندهید اما حق ندارید که با شانتاژ و فرافکنی و ایجاد فضای بدبینی و بدسگالی ، رشته های هنری را پلشت و پست شمرده و فضای هنر را به فرزندانتان ، آلوده و مسموم معرفی کرده و هنرمندان را افرادی نابهنجار و فاقد ارزش های اخلاقی جار بزنید! پدران و مادرانی که فکر می کنند تا ابد می توانند با خواسته های به حق فرزندانشان سرعناد و لجاجت داشته باشند و از نثارنمودن هرگونه تهمت و افترای زشت و ناپسند به اهالی هنر ، هیچ واهمه ای ندارند ، غافل از آنند که با آتش زدن درختان ، جامعه ای بر اساس انکار ساخته اند نه برائت و جامعه ای که پایه هایش را انکار ، مدیریت کند و برائت ستیز باشد جامعه ایست که مشمول رحمت خداوند نبوده و به جامعه ای ” تهی ” نزول خواهدنمود. جامعه تهی جامعه ایست که فرزندانش به پدران و مادران نسل فال حافظ به چشم واعظانی غیرمتعظ می نگرد که چون خود ، آسمان به دست نیاورده اند ، همواره از فرزندانشان انتظار دارند به پنجره ای اکتفا کنند! ما این را نمی فهمیم!

15- آبلوموف ، پینوکیو یا نیوتن ! انتخاب باشماست!! شما می توانید به شیوه ابلومویست های حرفه ای رفتار کرده و از بی دردی درمان ناپذیر ، بی ارادگی و ضعف نفستان کمال لذت را ببرید. همه کاره ی هیچ کاره بودن هم برای خود عالمی دارد ! می توانید پینوکیو باشید و در دنیای حماقت و بلاهت با روباه مکارها و گربه نره های تاریخ سینما تا می توانید حشر و نشر داشته و گل بگویید و گل بشنوید یا به تعبیر از ما بهتران ، درخت پول بدهید و نقش بخرید! چندتایی عنصر نامطلوب هم مثل جینا ، پدر ژپتو و فرشته مهربان هم اگر مزاحم کاشت و برداشت درخت های اسکناستان شدند به دماغ درازتان هنگام بافتن ریسمان به آسمان ببخشایید که امروزه روز به لطف جراحان پلاستیک دهکده مجازی همه چیز ختم به خیر شده ، شما می توانید به آسانی ادعا کنید که قابیل را هابیل کشته و سگ اصحاب کهف ، گربه بوده و آب هم از آب تکان نخورد! گروه سوم ،”نیوتن ها” طبقه الیت ، هوشمند و در عین حال کوشیاری هستند که نه به مثابه آبلوموف ها علاقه ای به صرف چای در کافی شاپ “ویت کنگ های کافه نشین” دارند تا با بلغور واژه هایی همچون بخت و تقدیر و شانس و اقبال و این نیز بگذرد و هرچه پیش آید خوش آید ، خود را شرمنده “رابینسون کروزوئه” ها کنند و نه همچون پینوکیوئیست ها آن قدر “چخ بختیار” شده اند که از دیکته کلاس اولشان تنها به جملات بابا نان داد ، بابا آب داد ، بابا خانه داد ، بابا ماشین داد ، بابا زن داد  و در نهایت “بابا پول خرید نقش را هم داد” اکتفا نمایند! اما گاهی اوقات متاسفانه یا خوشبختانه نیوتن بودن و نیوتن ماندن هم آن چنان آش دهن سوزی محسوب نگردیده و نیوتن های عصر “پساسیب” نیز از آن طرف بام سقوط آزاد می نمایند و از فرصت طلبی به ارث رسیده از جد مبارکشان جوانمرگ می شوند! بیماری های پارانویا و آلزایمر ، مهمترین ایستگاه تشنج و بحران این دسته از عزیزان تازه به دوران رسیده به شمار می آید که اگر مدیریت نشود سرنوشت این گروه چه بسا تلخ تر و عبرت آموزتر از دو گروه قبلی خواهد شد! هنگامی که در هجی کردن الفبای احترام به بزرگان و اساتیدشان دچار لکنت زبان شده و فرهنگ سپاس و تشکر ، مهمان ناخوانده غرورهای کاذب می گردد دیگر پارانویا و آلزایمر ، بیماری دیکتاتورهای به گل نشسته به حساب نخواهند آمد. موج نو ، نه آبلوموف ها ، نه پینوکیو ها و نه حتی نیوتن ها را لایق و سزاوار الگوپیشگی نسل جوان جویای نام نمی پندارد و تنها به یک جمله بسنده می نماید : لطفا فقط خودتان باشید!!!

16- ریادوست شده ایم و ریا نیاز و ریا پرور! از تعریف و تمجید و چاکرم و نوکرم هم بسیارمسرور اما درموج نو چه کنیم که تلخ تر از عسلیم و شیرین تر از نمک ! اگر تملق و چاپلوسی و قربانت گردم و فدایت شوم یاد نگرفته ایم به بزرگی خود ما را ببخشایید ، ما نوچه ایم و شما گنده لاتید!


 

دیدگاه‌ها بسته هستند.